فال حافظ

شبکه کاوشگر:

فال حافظ شیرازی-

-بر اساس نسخه دکتر پرویز ناتل خانلری


fale Hafez
of Hiraz




پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد
   وآن راز که در دل بنهفتم به درافتاد

   از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر
ای دیده نگه کن که به دام که در‌افتاد
   دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم
چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد
   از رهگذر خاك سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
   مژگان تو تا تیغ جهان‌گیر برآورد
بس کشته دل زنده که بر یک‌دگر افتاد
   بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با دردکشان هر که در‌افتاد بر‌افتاد
   گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد
با طینت اصلی چه کند بد گهر افتاد
   حافظ که سر زلف بتان دست کشش بود
بس طرفه حریفی‌ست کش اکنون به سر افتاد