فال حافظ

شبکه کاوشگر:

فال حافظ شیرازی-

-بر اساس نسخه دکتر پرویز ناتل خانلری


fale Hafez
of Hiraz




خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
   به قصد جان من زار ناتوان انداخت

   نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود
زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت
   به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد
فریب چشم تو صد فتنه در جهان انداخت
   شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن
که آب روی تو آتش در ارغوان انداخت
   به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم
چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت
   بنفشه طره مفتول خود گره می‌زد
صبا حکایت زلف تو در میان انداخت
   ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم
سمن به دست صبا خاك در دهان انداخت
   من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش
هوای مغبچگانم در این و آن انداخت
   کنون به آب می لعل خرقه می‌شویم
نصیبه ازل از خود نمی‌توان انداخت
   مگر گشایش حافظ در این خرابی بود
که بخشش ازلش در می مغان انداخت
   جهان به کام من اکنون شود که دور زمان
مرا به بندگی خواجه جهان انداخت