فال حافظ

شبکه کاوشگر:

فال حافظ شیرازی-

-بر اساس نسخه دکتر پرویز ناتل خانلری


fale Hafez
of Hiraz




یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
   دیده را روشنی از خاك درت حاصل بود

   راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاك
بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود
   دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد
عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود
   آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود
   در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود
   دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم
خم می دیدم خون در دل و پا در گل بود
   بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق
مفتی عقل در این مساله لایعقل بود
   راستی خاتم فیروزه بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
   دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود