فال حافظ

شبکه کاوشگر:

فال حافظ شیرازی-

-بر اساس نسخه دکتر پرویز ناتل خانلری


fale Hafez
of Hiraz




مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم
   تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم

   به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری
به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
   نه راه است این که بگذاری مرا بر خاك و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاك رهت گردم
   ندارم دستت از دامن بجز در خاك و آن دم هم
که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم
   فرو رفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی
دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم
   شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم
رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم
   کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
   تو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌ده
چو گرمی از تو می‌بینم چه باك از خصم دم سردم