فال حافظ

شبکه کاوشگر:

فال حافظ شیرازی-

-بر اساس نسخه دکتر پرویز ناتل خانلری


fale Hafez
of Hiraz




سحرگاهان که مخمور شبانه
   گرفتم باده با چنگ و چغانه

   نهادم عقل را ره توشه از می
ز شهر هستیش کردم روانه
   نگار می فروشم عشوه‌ای داد
که ایمن گشتم از مکر زمانه
   ز ساقی کمان ابرو شنیدم
که ای تیر ملامت را نشانه
   نبندی زآن میان طرفی کمروار
اگر خود را ببینی در میانه
   برو این دام بر مرغی دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه
   که بندد طرف وصل از حسن شاهی
که با خود عشق بازد جاودانه
   ندیم و مطرب و ساقی همه اوست
خیال آب و گل در ره بهانه
   بده کشتی می تا خوش برانیم
از این دریای ناپیدا کرانه
   وجود ما معمایی‌ست حافظ
که تحقیقش فسون است و فسانه