فال حافظ

شبکه کاوشگر:

فال حافظ شیرازی-

-بر اساس نسخه دکتر پرویز ناتل خانلری


fale Hafez
of Hiraz




روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
   منت خاك درت بر بصری نیست که نیست

   ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
   اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب
خجل از کرده خود پرده‌دری نیست که نیست
   تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی
سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که نیست
   تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند
با صبا گفت و شنیدم سحری نیست که نیست
   من از این طالع شوریده برنجم ور نی
بهره‌مند از سر کویت دگری نیست که نیست
   از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش
غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
   مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز
ور نه در مجلس رندان خبری نیست که نیست
   شیر در بادیه عشق تو روباه شود
آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
   آب چشمم که بر او منت خاك در توست
زیر صد منت او خاك دری نیست که نیست
   از وجودم قدری نام و نشان هست که هست
ور نه از ضعف در آن جا اثری نیست که نیست
   غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست